تبلیغات
زیستن - ساکنان زاگرس
آنچه که پیرامون تاریخ ایران در کتاب های تاریخی نوشته شده است ، معمولاً آغاز تاریخ ایران را از ابتدای دوران مادها و یا هخامنشی معرفی نموده و درباره اقوامی که پیش از مادها در این سرزمین می زیسته اند ، به ندرت و یا کمتر اشاره ای می شود . ولی بر اساس تحقیقات و پژوهش های به عمل آمده و با توجه به یافته های باستانی ، در نقاط مختلف ایران خصوصاً منطقه زاگرس ، چنین معلوم می شود که پیش از آمدن مادها و پارس ها به فلات ایران ، اقوام دیگری که خود با آریایی ها نزدیکی داشته اند از مدت ها پیش ، در این نواحی مستقر بوده اند . این اقوام ، دولتی تشکیل داده و در مقابل تهاجمات دولت مقتدر آشور پیوسته مقاومت کرده اند. اقوام فوق در عین حال صاحب تمدن ، فرهنگ و هنر عالی و باشکوهی بوده که آثار و بازمانده های آنها را امروزه به ویژه از منطقه زاگرس می شناسیم.

http://www.truthnet.org/christianity/revelation/revelation18/Assyrian_Empire.gif

خیلی پیش تر از استقرار مادها در منطقه غرب ایران اقوامی به نام های گوتی ها و لولوبی ها و کاسی ها به ترتیب از شمال به جنوب در نواحی غربی ایران می زیسته اند . اقوام فوق با هوریّان و اکدی ها و سومری ها که در بین النهرین و سوریه ساکن بودند ، ارتباط داشته اند. مناطق تحت اشغال و نفوذ لولوبی ها از کوه پایه های شمال دیاله گرفته تا دریاچه ارومیه گسترش می یافت.این اقوام از نظر نژادی از هوری ها جدا شده و احتمالاً با ایلامی ها قرابت داشته اند.

در ادبیات و زبان هوری ها ، از لولوبی ها به عنوان بیگانه و دشمن یاد شده و نخستین بار نارامسین نوه سارگن از شاهان اکد » قرن 23 ق.م « در کتیبه مشهورش ، ضمن شرح پیروزی خود ، از لولوبی ها سخن می گوید.

http://www.iranmongolia.com/images/_1_400_01.jpg

آنچه که اجمالاً بدان اشاره شد ، می توان چنین استنباط نمود که در مناطق غربی ایران پیش از آمدن مادها ، اقوامی از قبیل لولوبی ها ، گوتی ها و کاسی ها به صورت دولت های کوچک شکست خورده که با مردم محلی در آمیخته بودند ، زندگی می کردند . از طرفی در بخش غربی آنها و نواحی شرقی آسیای صغیر نیز از ابتدای قرن نهم پیش از میلاد امپراتوری بزرگ و قدرتمندی به نام اورارتوها که پایتخت آنها وان » توشپا « نام داشت مطرح بودند ، اورارتوها دولتی مقتدر تشکیل داده و در بیشتر مواقع ، منطقه تحت سلطه و نفوذ آنها تا پیرامون دریاچه ارومیه نیز ، می رسید.

با توجه به آنچه که گذشت می توان به این اشاره نمود که فرهنگ و هنر اقوام فوق الذکر به ویژه اورارتوها که از فرهنگ و تمدن کاملاً پیشرفته ای برخوردار بودند در رشد و ایجاد فرهنگ و هنر مادها نقش تعیین کننده ای داشته و مادها چه از نظر فرهنگ و چه از لحاظ پیروزی بر علیه دشمنان خود خصوصاً آشوری ها و تشکیل امپراطوری بزرگ ، مدیون اقوام پیش از خود هستند که در منطقه غرب ایران به ویژه در منطقه زاگرس می زیسته اند.در این رهگذر مانایی ها که در جنوب دریاچه ارومیه استقرار یافته بودند نسبت به مادها از قدمت تاریخی بیشتری برخوردار بوده و در شکل گیری فرهنگ و هنر مادها ، به ویژه هنر معماری نقش بسزایی داشته و در جنگ مادها بر علیه آشوری ها نیز ، ماناها جزو متحدین مادها به حساب می آمدند. ماناها نیز همچون مادها شاخه ای از اقوام آریایی بوده و از لحاظ فرهنگ با مادها قرابت داشته اند.

کاوش های باستان شناسی در حسنلو ، که توسط حاکمی و دایسون صورت گرفته است ، اطلاعات زیادی را پیرامون هنر و فرهنگ ماناها ، در اختیار باستان شناسان قرار داده است ، البته طبقات فرهنگی زیادی در حسنلو ، پیرامون استقرارها شناسایی گردیده که از آن میان ، طبقه 111 از لحاظ گاه نگاری ، هم زمان با مادها می باشد . بنابراین علیرغم اینکه تاثیر شدید هنر اورارتوها در سطوح مختلف ، در هنر ماناها مشاهده می شود ولی در بعضی جنبه ها به ویژه هنر معماری ، مادها ، در ساختن آپاداناهای نوشیجان تپه ، تحت تاثیر معماریِ محلیِماناها قرار گرفته اند .


http://s1.picofile.com/file/5144192095/hasanlu_tapa.jpg

در نوشتار بعدی به » ورود آریایی ها به ایران « می پردازیم.


تاریخ : سه شنبه 16 خرداد 1391 | ساعت 10 و 46 دقیقه و 39 ثانیه | نویسنده : payam . s | نظرات

  • paper | تازیانه | خسوف