تبلیغات
زیستن - ایران در آستانه ورود مادها
قبل از اینکه شاخه ایرانی موسوم به » مادها « خود را در ناحیه بزرگ آینده خود ، موسوم به سرزمین ماد تدریجاً منتشر کنند ، با بومیانی برخوردند که در هزاره سوم پیش از میلاد (بر مبنای بررسی هایی که حدس زده اند) در آن سامان سکونت داشتند و اینان نیز با مهاجران آزیانیک در هزاره چهارم پیش از میلاد در آمیخته بودند. آخرین دسته از ساکنانی  که پیش از مادها در مغرب فلات مستقر شدند اقوامی به نام های » گوتی ها ، لولوبی ها ، میتانی ها و کاسی ها « بوده اند که محققان اینها را جزو دسته مهاجران هزاره سوم پیش از میلاد می دانند و کسانی بوده اند که به اصطلاح در اقوام قبلی مستحیل شده و سرانجام ، رشته امور را به دست گرفتند و بنیاد پادشاهی هایی را گذراندند و هر یک تا زمان درازی بر اقوام تابع ، فرمان راندند. گوتیان در نواحی شرقی تر مسکن داشتند و لولوبیان بر حسب تذکرات روشن متون آشوری ، در نقاط غربی تر در هزاره اول پیش از میلاد ساکن بودند . در ناحیه جنوب غربی ، بخش های علیای رودخانه های » دیاله و کرخه « را کاسی ها اشغال کرده بودند و هم چنین در برخی از نواحی مجاور دریاچه ارومیه ( بخصوص در مغرب و شمال آن ، و در برخی از دره های غربی زاگرس ) عناصری به نام هوریان زندگی می کردند .

همان طوریکه قبلاً نیز اشاره شد،قدیمی ترین اسنادی که در باب این طایفه در دسترس است کتیبه » نارامسین « است که متعلق به حدود 2500 سال پیش از میلاد می باشد و در آن شرح لشکرکشی و غلبه نارامسین بر طایفه » لولوبی « و دیگر طوایف داده شده است. سند دیگر،مربوط به لولوبی ها نقش معروف » آنوبا نی نی « پادشاه لولوبی ها در سرپل ذهاب است . در این نقش برجسته آنوبا نی نی را با الهه » ایشتار « و اُسرا ، نشان می دهد. بخش پایین سمت راست نقش که دارای خطوط عمودی است محل کتیبه شاه » آنوبا نی نی « می باشد .


http://vista.ir/include/lifestyle/images/88f6f3a31a59a661b1f615e7c8364362.jpg

http://www.memarblog.com/wp-content/uploads/2009/12/sang1.JPG

علاوه بر مردم لولوبی و گوتی ، مردم دیگری که پیش از مادها در سرزمین بعدی مادها جلوه گری کردند و چنان که گفته اند در حدود شش قرن بر اراضی » بین النهرین و مرکز کوهستان زاگرس « فرمانروایی کردند ، کاسی ها بودند که محققان ، زمان آنان را حدود » 1925 تا 1171 ق . م « ذکر کرده اند .

                                                         با مادها ، تاریخ آغاز می شود
دیوکس » دیااکو «

هرودوت ، تارخ نویس یونانی می گوید: دیااکو پسر فرورتیش چنان آوازه ای در حُسن دادخواهی داشت که ابتدا اهالی روستایی » که در آ « زندگی می کردند و سپس همه افراد قبیله اش برای رفع دعواهایشان ، به او مراجعه می کردند. وی چون قدرت خویش را دریافت ، شایعه در افکند که بخاطر بازماندن از کارهای خصوصی خود نمی تواند تمام اوقاتش را به داوری میان افراد صرف کند ، از این رو از کار داوری کناره گرفت . به دنبال این اقدام ، دزدی و بی نظمی آغاز گردید . رؤسای طوایف و قبایل ماد دور هم گرد آمدند که چه کنیم که دیگر داوری چون دیوکس » دیااکو « بر ما داوری نخواهد کرد و هر روز دزدان و غارتگران بر ما هجوم می آورند و از مجازات عمل نمی ترسند. پس از شوری که کردند ، به این نتیجه رسیدند که از دیوکس بخواهند تا به عنوان شاه به آنها حکومت کند و جلوی این دزدان و غارتگران را بگیرد ، پس به منزل وی رفته و تقاضایشان را با او در میان گذاردند.

دیوکس هم که دقیقاً همین انتظار را داشت ، گفت: من برای قبول این کار چند شرط دارم که باید عملی کنید ، اول اینکه برایم قصری بسازید و برایم سربازانی مهیا سازید تا از من حمایت و پاسداری کنند . این شروط را رؤسای قبایل قبول کردند و دیوکس از این تاریخ به بعد ، پادشاه مادها شد . اولین اقدام شاه جدید ، فراهم آوردن نگهبانانی برای خود و سپس ساختن پایتخت بود . وی برای این منظور » همدان را که یونانی ها » اکباتانه « می گفتند ، به پایتختی برگزید. البته دیوکس از قرار معلوم این شهر را بنا نکرد ، زیرا این شهر در کتیبه » تیگلات پلسر اول « تحت عنوان » امدانه « ذکر شده است ، اما پادشاه ماد بر جمعیت آن افزود . نام » هگمتانه « به معنی جای اجتماع می باشد و ظاهراً به آن اشاره دارد که طوایف مادی ، که در گذشته پراکنده بودند ، به گونه ای متراکم در آنجا جمع شدند .

http://vista.ir/include/articles/images/97fc57716eb4d389549c83c111a719cc.jpg

این شهر بر روی تپه ای ساخته شده و هفت دیوار تو در تو داشت که دیوارهای درونی به ترتیب مشرف به دیوارهای بیرونی بودند ، بطوریکه درونی ترین دیوار از بقیه دیوارها بلندتر بود . قصر پادشاه که خزاین او در آنجا نگهداری می شد، درون هفتمین دیوار واقع شده بود ، این دیوار کهدرونی ترین دیوار هفت گانه به شمار می رفت ، کنگره های زرگون داشت و حال آنکه دیوارهای دیگر  مانند برج » بیروس نیمرود « رنگ های روشن داشتند . این کنگره ها و به ویژه رنگ های آن ، در نزد بابلیان ، نمادهای خورشید و ماه و سیارات بودند ، اما در نزد مادها اینگونه رنگ آمیزی صرفاً وام گیری هنری بوده . دیوکس در این کاخ ، مراسمی برای بار نیز مقرر می داشت که احتمالاً به تقلید از دستگاه های آشور بوده است . در این کاخ کسی نمی توانست با شاه روبه رو شود و دادخواست ها را پیام گذاران به شاه می دادند . بدین منظور این آئین تشریفات وضع شده بود که با دشوار کردن دسترسی به شاه ، ترس و احترام در دل مردم القاء کنند .

دیوکس در مدت 53 سال پادشاهی ( 655 _ 708 ق.م ) فرصت آن را داشت که قبایل ماد را که تا آن زمان پراکنده بودند، متحد سازد و به ملیت واحدی مبدل کند . اگر او همان دیااکو یی نباشد که در کتیبه های آشوری از آن نام رفته لااقل این خوش اقبالی را داشته که آشوریان با وی نجنگیدند ، زیرا سناخریب در جنگ بابل و ایلام ( سوزیانا آنقدر گرفتار بودند که دیگر مجال اندیشیدن به کوه های بلند و صعب العبور کردستان را نداشتند و تنها خطری که از جانب آشور ، مادها را تهدید می کرد ، اعزام نیروی آشوری به اللیپی یعنی کرمانشاه کنونی بوده است . بقیه نقاط کشور همچنان در سکون و آرامش بود و خراجش را به صورتی منظم می پرداخت ، بطوریکه آشوریان هیچ بهانه ای برای مداخله نیافتند .

در نوشتار بعدی ، به ادامه حکومت مادها خواهیم پرداخت.







تاریخ : پنجشنبه 18 خرداد 1391 | ساعت 10 و 10 دقیقه و 16 ثانیه | نویسنده : payam . s | نظرات

  • paper | تازیانه | خسوف