تبلیغات
زیستن - آستیاگ
جانشین کیاکسار (هوخشتره) در مدت سی و پنج سال سلطنت خود از یک طرف سیاست جهان گشایی را دنبال کرده ، و از سوی دیگر به سر و سامان دادن وضع داخلی کشور پرداخت . او چون بنا به قرارداد صلحی که پدرش با پادشاه لیدی بسته بود ، نمی توانست به آسیای صغیر دست یابد ، سپاهیان خود را برای فتح بین النهرین و شمال سوریه گسیل داشت . در زمان حکومت این پادشاه (آستیاگ) قلمرو مادها در شرق به نواحی مرکزی فلات ایران ، در غرب به رود هالیس و در جنوب تا خلیج فارس گسترش یافته بود . آستیاگ در طول حکومت خود کوشش کرد تا از قدرت نامحدود اشراف بکاهد ، روی همین اصل با آنها به گونه ای خودکامه رفتار می کرد و در عین حال قدرت روحانیون (مغ ها) رو به فزونی می رفت . در چنین شرایطی ، قسمتی از اشراف ماد به رهبری یکی از خویشاوندان شاه و فرمانده ارتش به نام گارپاگا ، تماس هایی با شاه پارس ، یعنی کوروش دوم برقرار کردند و بدین ترتیب کوروش علیه پادشاه ماد به پا خواست . سه سال پس از این قیام و در سال 550 ق.م ، هنگامی که آستیاگ به پارس لشکر می کشید ، ارتش تحت فرمان او علیه پادشاه ماد شوریده ، او را دستگیر کرده ، و به کوروش تسلیم کردند . این مطلب را یک تاریخ نگار بابلی گفته اما بنا به گفته هرودوت ، فقط قسمتی از ارتش ماد که جزو توطئه کنندگان نبودند به سختی با پارس ها جنگیدند و دیگران آشکارا به آنها پیوستند . به هر حال کوروش دوم پادشاه هخامنشی ، در این نبرد پیروز شده و دولت هخامنشی جایگزین مادها شده است . 

 خط و نگارش مادها 

یکی از مشکلات کلی در مطالعه فرهنگ ماد ، مساله خط و نگارش می باشد . بی شک در هزاره اول پیش از میلاد ، مادها دارای خط و کتابتی بوده اند ، زیرا همان طوری که هرتسفلد و دیاکونوف (تاریخ ماد) نیز اشاره می کنند ، یکی از شاهک های تحت نفوذ مادها ، به نام » آبدادانا« به اسم یک مرد آشوری ، نامه ای ارسال داشته که این خود دلیل بر وجود خط و کتابت در آن سرزمین می باشد از طرفی این را هم می شود حدس زد که »مانا ها« ، نیز خط و کتابتی داشته اند که از خط (اورارتویی) گرفته شده است .

سارگن دوم ، پادشاه آشور در گزارش سال 714 ق.م می گوید: » اولوسونو « پادشاه مانا ، سنگ یادگار خود را وقف او کرده است ، برای این سنگ یادگار ، غالباً نوشته هایی نیز نگاشته شده  که به احتمال قوی خط مزبور نوعی از خطوط میخی به شمار رفته است . 

در نواحی اطراف دریاچه ارومیه ، احتمالاً هیرو گلیف هایی نیز ، مشابه با هیرو گلیف های اورارتویی متداول بوده است که می توان نمونه آن را روی بشقاب نقره ای مکشوفه از زیویه مشاهده نمود . متاسفانه تا کنون از ساکنان ماد مرکزی ، هیچگونه مدرک خطی به دست نیامده است ، به هر حال اصل و منشا خط پارسی باستان (میخی) را با توجه به نوشته های دیاکنوف ، باید در سرزمین ماد جستجو نمود ، زیرا در زمان کوروش دوم و اواسط قرن ششم پیش از میلاد ، خط پارسی باستان متداول بوده که این خط نیز با خط میخی بابلی و ایلامی کاملاً متفاوت است و با وجود نکات اشتراکی که با سایر خطوط آسیای قدیم دارد ، نمی توان آن را ماُخوذ از آنها دانست.

نمونه ای از خط عیلامی

  

نمونه خط میخی



در سنگ نبشته های پادشاهان هخامنشی ، لغات مادی فراوانی وجود دارد و چه بسا این خط ، مأخوذ از خط و تمدنی بوده است که در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد در منطقه گیلان و مازندران مرکزیتی داشته و تمدن شان تا نواحی کاشان و جنوب غربی لرستان و در شمال تا قفقاز گسترش یافته بود که نمونه ای از خط میخی آنها را دکتر نگهبان ، در حفریات مارلیک بدست آورده و پروفسور کامرون ، استاد خطوط باستانی خاور میانه در دانشگاه میشیگان ، نیز پس از مطالعه آن معتقد است که این خط نمی تواند جدید تر از اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول باشد به هر صورت کشفیات و تحقیقات آینده به احتمال زیاد ، درستی این نظر را بهتر روشن خواهد کرد .

http://www.jozeph.ir/jozeph/90/khordad/Marlik-HDRs.jpg

در نوشتار بعدی به » سلسله هخامنشیان « خواهیم پرداخت .



تاریخ : چهارشنبه 24 خرداد 1391 | ساعت 19 و 55 دقیقه و 42 ثانیه | نویسنده : payam . s | نظرات

  • paper | تازیانه | خسوف