تبلیغات
زیستن - آداب نوروزی ، آنها که ماند و آنها که فراموش شد. /بخش دوم/
  رسیدیم به بخش دوم آداب نوروزی، آنجا که مربوط به رسومات نوروز در گذشته ایران زمین.
 
    http://www.loo3.com/loo3/430/norooz%2087%20(6).jpg


تا همین سی چهل سال پیش در برخی نواحی ایران،نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گیلان و مازندران و آذربایجان ، از حدود یک ماه پیش از فرا رسیدن نوروز ، کسانی در روستاها راه می افتادند و اشعاری درباره نوروز می خواندند ، اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود.

باد بهاران آمده ، گل در گلستان آمده/ مژده دهید بر دوستان ،...

این پیک های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی ، از مردم پول یا کالا می گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می کردند.

در چهارشنبه سوری نیز آئین هایی چون فالگوش نشینی ، قاشق زنی ، بخت گشائی ، کوزه شکنی ، رفع نحسی و مانند آنها رسم بوده است که امروز دیگر چندان باب نیست و اگر باشد در برخی از روستاهاست.

رسم دیگر که در مبحث اول به آن اشاره کردم میر نوروزی و سلطنت کوتاه فردی عادی از پایین ترین قشر جامعه و حکم داری او در مدتی چهار یا پنج روزه. که حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی ، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:                                                            

سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی <<< که بیش از پنج روزی نیست حکم میرنوروزی


        
http://www.ref4.com/userimages/new_module/Ref4-Com-noruz-iran-bastan-L1.jpg         

نوروز اگر چه روز نو سال است ، روز کهنه قرن هاست. پیری فرتوت است که سالی یک بار جامه جوانی می پوشد تا به شکرانه آن که روزگاری چنین دراز بسر برده و با این همه دَم سردی زمانه تاب آوره است ، چند روزی شادی کند . از اینجاست که شکوه پیران و شادی جوانان در اوست.

درباره خلق و خوی ایرانی سخن بسیار گفته اند :هر ملتی عیب هایی دارد ، در حق ایرانیان می گویند که قومی  خو پذیرند. هر روز به مقتضای زمانه به رنگی در می آیند ، با زمانه نمی ستیزند ، بلکه میسازند.

اروپائیان از قول یونانیان می گویند که ایران پس از حمله اسکندر ، یکسره رنگ آداب یونانی گرفت و از جمله نشانه های این امر ،آنکه مورخی بیگانه نوشته است که در دربار اشکانی نمایش هایی به زبان یونانی می دادند. این درست مانند آن است که بگوئیم ایرانیان امروزه ، یکباره ملیت خود را فراموش کرده اند، زیرا در بعضی مهمانخانه ها مطربان و آوازه خوان های فرنگی به زبان ایتالیایی و اسپانیایی مطربی می کنند.

کدام ملت دیگر را می شناسیم که به گذشته خود ، به تاریخ باستان خود ، به آئین و آداب گذشته خود بیش از این پایبند و وفادار باشد؟ این جشن نوروز که دو هزار سال است در این سرزمین باقی و برقرار است ، مگر نشانی از ثبات و پایداری ایرانیان درنگه داشتن آئین ملی خود نیست؟

نوروز یکی از نشانه های ملیت ماست ، یکی از روزهای تجلی روح ایرانی است ،نوروز برهان این دعوی است که ایران با همه سالخوردگی اش ، هنوز جوان و نیرومند است.

در این روز باید دعا کنیم ،همان دعا که سه هزار سال پیش از این ، زرتشت کرد:

    منش بد شکست بیابد ،
   
   منش نیک پیروز شود ،

   دروغ شکست بیابد ،

   راستی بر آن پیروز شود ،

   خرداد و مرداد بر هر دو پیروز شوند ،

   بر گرسنگی و تشنگی ،

   اهریمن بد کنش ناتوان شود ،

   و رو به گریز نهد.

     در نوشتار بعدی،به بحث درباره" سفره هفت سین "می پردازیم.
  

  








تاریخ : پنجشنبه 4 اسفند 1390 | ساعت 23 و 16 دقیقه و 15 ثانیه | نویسنده : payam . s | نظرات

  • paper | تازیانه | خسوف